تفکرسیستمی3
۷-۶.توجه به علائم به جای علل
ریشه بسیاری از ناتوانائیهای ما در شرایط پیچیده، گم کردن حلقه علیت و دیدن فقط قسمتی از آن است. سیستمهای پیچیده انسانی دو مشخصه بسیار مهم دارند: علائم و علل. منظور از علائم، نشانهها و شاخصهایی است که نشاندهنده مسئله و مشکلی در سیستم است. علل و اسباب، آن زیرساختی در سیستم است که بیشترین سهم و مسئولیت را در پذیرش نشانهها و علائم، یا به عبارت دیگر مشکل سیستم، برعهده دارد و اگر شناخته شود میتوان از طریق آن تغییرات، بنیادی و پیشرفت واقعی در سیستم بوجود آورد. بسیاری از ما تصور میکنیم که علت بوجود آمدن یک مسئله الزاما با نشانههای آن در کنار یکدیگرند و با مشاهده این عوامل میتوانیم علل را بیابیم. نگرش سیستمی به ما میگوید برای فهمیدن مشکلات اساسی لازم است به مسائلی فراتر از اشتباهات فردی و یا اقبال نامساعد بپردازیم. باید از وقایع و شخصیتها بالاتر رفت. باید به عمق ساختاری پی برد که اعمال افراد و شرایط را به گونهای شکل میدهد که رویدادی اتفاق میافتد(۱۴).
۷-۷.تفکر تحلیلی
اصول تفکر در عصر ماشین، آنگونه که «رنه دکارت » تشریح کرده، عمدتا بر این پایه بود که هر مشکل یا موضوعی را تا حد امکان باید به اجزاء کوچکتر تجزیه کرد. این روش تفکر، «روش تحلیلی »است، که تنها یک نوع روش تفکر محسوب میشود. تفکر فقط تحلیل نیست. در تفکر سیستمی از روش «ترکیبی» استفاده میشود. به عبارت دیگر، تفکر سیستمی چرخهای از تجزیه و ترکیب است. استفاده و اتکاء صرف به روش و تفکر تحلیلی مانع بزرگ تفکر ترکیبی و سیستمی است. جنبه منفی تفکر تحلیلی آن است که وقتی سیستم را تجزیه میکنیم ویژگیهای مهم خود را از دست میدهد. سیستم، یک کل است که با تحلیل قابل درک نیست. بهتر است ترکیب قبل از تحلیل انجام شود. در تفکر تحلیلی، چیزی که میخواهیم بررسی کنیم به عنوان یک کل تجزیه میشود ولی در ترکیب، چیزی که میخواهیم بررسی کنیم به عنوان یک جزء از کلی که آن را دربرگرفته بررسی میشود(۱).
۷-۸.توجه به کمیت
توجه صرف به عدد و رقم از موانع تفکر سیستمی است. توجه به اندازه یا تعداد، مقولهای است که به تعبیر «راسل ایکاف»، به «رشد» مرتبط است نه «توسعه» در حالی که تفکر سیستمی یک تفکر توسعهگرا است. او بین توسعه و تفکر سیستمی رابطهای معنادار میجوید که در نهایت به بهبود کیفیت زندگی و چگونگی استفاده انسان از توانائیها و دارائیها و افزایش شایستگیهای خود میانجامد. رشد، افزایش در تعداد یا اندازه است اما توسعه، افزایش در شایستگی است(۷).
نتیجه گیری:
«تفکر سیستمی» نوعی نگاه به جهان هستی و پدیده های آن است. این شیوه تفکر، روش شناسی مؤثری را برای سیستم های اجتماعی فرهنگی در محیط آکنده از آشفتگی و پیچیدگی ارائه میدهد. در تفکر سیستمی، صرفاً به اجزاء و جزئیات یک سیستم نگاه نمیشود بلکه چگونگی تعامل بین اجزاء و نیز بر هم کنش آنها و محیط، بررسی میشود. موانع و عواملی سبب می شود انسانها از تفکر سیستمی دور شوند. تفکر سیستمی تفکری کل نگر است در حالی که تکیه صرف بر جزء نگری، امکان فهم الگوهای حاکم بر پدیده و سیستم را از بین میبرد. تمرکز بر روی وقایع و بویژه وقایع ناگهانی، باعث میشود تا انسان الگوی تغییرات درازمدت را که در پشت رخدادها نهفته است، درک نکند. از این رو، منفینگری و سرزنش کردن شرایط محیطی تشدید میشود و انسان خیال میکند چیزی در بیرون از سیستم سبب بروز مشکلات است، در حالی که تمامی اسباب و علل مسائل در درون سیستم نهفته است. دام دیگر در این زمینه، تفکر دوگانه است که در آن، انسان با نوعی تحلیل ساده اندیشانه، به نگرش «صفر و یک» گرفتار میشود. این نگرش بر اساس پیش فرضها و تصورات قبلی و قیود خودنهادهای است که ذهن را در قالبهای بسته نگه میدارد. این شرایط مستعد آن است که ذهن انسان به مسیر اشتباه رهنمون شود و به علائم، بیش از علل و یا به جای آن، توجه کند و به همبستگی ظاهری متغیرها استناد کند، در حالی که بین آنها هیچ گونه ارتباط علت و معلولی وجود ندارد. تفکر سیستمی، در قالب کلیت و تمامیت سیستم دیده میشود و به این ترتیب از سطح به عمق و از جزء به کل گذر میشود. در این مقاله، ضمن تشریح مؤلفههای تفکر سیستمی، به بررسی مهم ترین «موانع» آن در جنبههای جزء نگری، تمرکز بر وقایع، فرافکنی، دام تفکر دوگانه، تفکر قالبی، توجه به علائم به جای علل، تفکر تحلیلی و توجه به کیفیت پرداخته شده است.
منابع و ماخذ:
ابن خلدون، عبدالرحمن(۱۳۶۴). “مقدمه ابن خلدون”، ترجمه: گنابادی، م . پ، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
ایکاف، راسل(۱۳۸۸). بازآفرینی سازمان”، ترجمه: تقی ناصر شریعتی و همکاران. تهران: سازمان مدیریت صنعتی.
ایکاف، راسل(۱۳۸۰). “برنامهریزی تعاملی”، ترجمه: خلیلی، س،تهران: نشر مرکز.
بینش، مسعود(۱۳۸۵). با اندیشمندان عرصه مدیریت. تهران: سازمان مدیریت صنعتی.
بینش، مسعود(۱۳۸۷). “فکر بهبود”، تهران: مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران.
پورتر، مایکل(۱۳۸۴). “استراتژی رقابتی”، ترجمه: مجیدی، ج و مهرپویا، ع، تهران: نشر رسا.
سنگه،پیتر(۱۳۷۵). “رقص تغییر”، ترجمه: مشایخی، ع و همکاران، تهران: آریانا.
سنگه،پیتر(۱۳۸۳). “پنجمین فرمان”، ترجمه: کمال هدایت، ح و روشن، م، تهران: آریانا.
قراچه داغی، جمشید(۱۳۸۹). “روش شناسی سیستمها”، ترجمه: سلطانی و حقیقت ثابت.
کالینز، جیم(۱۳۸۶). “از خوب به عالی، ترجمه: سپهرپور، ن، تهران: پیک آوین.
مختاری، قاسم(۱۳۸۷). “مقدمهای بر تفکر سیستمی”، ویرایش پنجم. تهران:
هریس، ریچارد(۱۳۸۹). “هنر برنامهریزی کوانتمی”، ترجمه: بینش، م و مهذب، س،تهران: مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران.
Gharajedaghi,(2011). “system thinking; managing chaos and complexity”, 3th.ed, MK.
Howard Gardner (2009). “Five minds for the future”, Harvard Business School Pres
[۱] . element
[۲] . Synthesis
[۳] . whole
[۴] . roles
[۵] . functions
[۶] . knowledge
[۷] . understanding
[۸] . Functional interaction
[۹] . Churchman
[۱۰] . Efficient
[۱۱] . Conflict
[۱۲] . General management
نویسنده مقاله : خانم هدی ولیپور زند